تبليغاتX
به امید دیدارت می گشایم دفتری نو ازبرای تو...

 

من یک چهار دیواری دارم

و اینبار...

یک دنیا

دنیایی که در آن کوه هست،رود هست، مور هست...

و کوه به من آموخت

که در سرما و گرما، در برف و بوران، زیر آفتاب سوزان یا باران

باید ایستاد،مقاوم!

و رود به من آموخت

که با وجود سنگ و صخره، سد و نرده،

خار و علف هرزه

باید جاری بود، مداوم!

و مور به من آموخت

که با چثه هرچند کوچک،با کمک یا بی کمک، حتی نم نمک

باید اندیشه فردا کرد، مصمم!

...

و من این دنیا را به چهار دیواری خود آوردم:

مصمم، مداوم و مقاوم!

من یک چهار دیواری دارم!

+ تراوش شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 0:2  از اندیشه منتظر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
تندیس خیال
لحظه هایم را می شمارم تا برسم به دیدارت.
میان من وتو جاده ای است ازجنس فاصله
آنچه در پیشگاه عظمت چشمانت عرضه می شود:
تراوش اندیشه ای است که خیال پرواز سوی تو دارد،
ترنم حس قلب کوچکی است که وسعت دل دریایی ات رادر خود جای داده،
اشک شوق دیدگانی است که بر جاده آمدنت خیره مانده اند،
تمنای دستان اوفتاده بر خاکی است نیازآلود به آغوش پر مهرت،
فریاد بغض تکیده ای است از حنجره ای کبود
وصدای رسای سکوت لبان خشکیده ای است
که همگی از اعماق وجود خویش فریاد سر می دهند:
"دوستت دارم نازنینم".

« منتظر »

به تاریخ پیوسته ها
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
همسفران
عاشقانه با قلم
نفرین نامه
خلوت من
شعر و مطلبهای عاشقانه
مناجات نامه
هبوط در كوير
دکتر علی شریعتی
وسعت تنهایی
دوستداران شریعتی
حرفهای یه دختر غمگین
اتاق تنهایی
تو را می سپارم به مینای مهتاب(شقایق بیات)
منتظر يوسفم
آسمان عشقlove sky
و خدا همين نزديكي ست (سارا بيات)
خلوت دل
سکوت مه آلود(حنجره کبود)
ای که دور از من و در قلب منی...
پراز خاطرات ترک خورده ایم(ایمان)
به یاد تو
نگريستن،عشق،انتظار،مرگ
(کاش می دونستی دوست دارم)_سعید