تبليغاتX
به امید دیدارت می گشایم دفتری نو ازبرای تو...

من يك چهار ديواري دارم

 

 

من يك چهار ديواري دارم

و كاغذ و قلمي.

قلمي كه گاه وبي گاه جور مرا مي كشد

و حرفهاي ناگفته ام را بر كاغذ مي نويسد.

در آن لحظه، قلمم مثل زبانم الكن نيست.

من من نمي كند،كم نمي آورد و… مي نويسد

شيوا بي غلط و بدون بروز هرگونه احساس ناخوشايندي اما سرشار از احساس

وقتي مي نويسم گونه هايم سرخ نمي شود،

اما شايد اشك هايم فرو ريزند،

عصباني نمي شوم،

صدايم هم نمي لرزد…

و كاغذ چه صبورانه، نوشته هايم را گوش مي دهد!

واكنشي از خشم در او نيست،

مرا به خاموشي وا نمي دارد،

تنهايم نيز نمي گذارد…

در آخر، من آرام و سبكبال به كاغذم مي گويم:

"همه اين حرفها را گفتم كه بگويم شايد گفتن بلد نباشم، اما نوشتنم بد نيست…!"

آنگاه كاغذ را به آب مي سپارم

و آب مي داند كه آنرا به چه كسي برساند…

و من دوباره به چهار ديواري ام باز مي گردم

درپي قلمم و "كاغذ صبوري" ديگر…

من يك چهار ديواري دارم… 

 

چهار دیواری من!...

 

+ تراوش شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 0:32  از اندیشه منتظر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
تندیس خیال
لحظه هایم را می شمارم تا برسم به دیدارت.
میان من وتو جاده ای است ازجنس فاصله
آنچه در پیشگاه عظمت چشمانت عرضه می شود:
تراوش اندیشه ای است که خیال پرواز سوی تو دارد،
ترنم حس قلب کوچکی است که وسعت دل دریایی ات رادر خود جای داده،
اشک شوق دیدگانی است که بر جاده آمدنت خیره مانده اند،
تمنای دستان اوفتاده بر خاکی است نیازآلود به آغوش پر مهرت،
فریاد بغض تکیده ای است از حنجره ای کبود
وصدای رسای سکوت لبان خشکیده ای است
که همگی از اعماق وجود خویش فریاد سر می دهند:
"دوستت دارم نازنینم".

« منتظر »

به تاریخ پیوسته ها
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
همسفران
عاشقانه با قلم
نفرین نامه
خلوت من
شعر و مطلبهای عاشقانه
مناجات نامه
هبوط در كوير
دکتر علی شریعتی
وسعت تنهایی
دوستداران شریعتی
حرفهای یه دختر غمگین
اتاق تنهایی
تو را می سپارم به مینای مهتاب(شقایق بیات)
منتظر يوسفم
آسمان عشقlove sky
و خدا همين نزديكي ست (سارا بيات)
خلوت دل
سکوت مه آلود(حنجره کبود)
ای که دور از من و در قلب منی...
پراز خاطرات ترک خورده ایم(ایمان)
به یاد تو
نگريستن،عشق،انتظار،مرگ
(کاش می دونستی دوست دارم)_سعید